اینم چادربازی لنایی ودخترهاش. اسم همه بچه های لناعسله.
دخترهنرمندم هم غذامیخوره هم نقاشی میکشه!!!!
لناجونی صبح تابیدارشدآمد بیرون. مامانی بیا صورتتو بشورم!
لناجونی ترسیدسوارشتربشه.حتی ترجیح دادازدورعکس بگیره.
اینجاکشتی یونانی.دخی چی میبینی روی زمین؟
اینجاساحل مرجانه ولی فقط پله هاش پیداست.
این لباسهاسوغاتی باباجون اکبر ازاصفهانه. باباجون دوست دارم
حالاقهرنکن صبرکن منم بیام!
قشنگ من
این دخمله، اما مثل پسرها شیطون بلاه.